مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

83

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

آينهء دل انسان كامل تجلّى مىفرمايد ، عكسى از انوار تجلّيات الهى از دل انسان كامل به جملهء عالم مىافتد ؛ و اين كامل از رحمت رحمانى - كه عمومى دارد - و از رحمت رحيمى - كه خصوصى دارد - استمداد فيضى مىكند ؛ كه آن سبب بقاى عالم و انواع موجودات مىگردد ؛ تا هر يك از موجودات جهت آن كمال كه آفريده شده است ، به حال خود بماند ؛ و رحمت رحمانى و رحيمى ، از وى منقطع نگردد . پس مادام كه اين انسان در اين عالم باشد ، اين عالم كه خزاين الهى است ، محفوظ باشد ؛ و هيچ كس نتواند كه جسارت نمايد ؛ و فتح اين خزاين كند ؛ مگر به دستورى اين كامل . چرا كه : صاحب اسم اعظم است ؛ و ما را بر اين مدّعا از حديث نبوى اين دليل بس است كه فرمود - صلعم - : « لا يقوم السّاعة إلى أن لم يبق على وجه الأرض أحد يقول اللّه » . و شيخ - قدّس سرّه - بطريق استشهاد فرمود كه : أ لا تراه إذا زال ، و فكّ من خزانة الدّنيا لم يبق فيها ما اختزنه الحقّ فيها و خرج ما كان فيها و التحقق بعضه ببعض ، و انتقل الأمر الى الآخرة ، فكان ختما على خزانة الآخرة ختما ابديّا . ضمير [ در ا لا تراه ] عايد انسان كامل است . و ضمير [ در فيها - اوّل ] راجع به خزانة الدّنيا . و ضمير [ در فيها - دوم ] راجع هم به وى است . و [ در فيهاى سوم ] راجع به افراد انسان . و ضمير [ در بعضه ] راجع به ما [ در ما اختزنه الحق ] و اسم كان ضميرى است راجع به انسان كامل . معنى سخن آن است كه گفته است : بر اين تقدير كه گفتيم كه : مادام كه انسان كامل در دنيا بود ، عالم محفوظ و خزاين الهى مضبوط باشد ، اين دليل داريم كه : نمىبينى كه چون انسان كامل از اين [ عالم ] منتقل شود به آن عالم ،